محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
140
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خشنودى و خشم ، خنده و گريه ، يادآورى و فراموشى ، و . . . تمام اين صفات و ويژگىها براى خير و مصلحت انسان بوده ، در بقا و ادامه حيات او سودمند است و در صورت نبود هر كدام از آنها ، همسنگى و توازن در زندگى بشر از بين مىرود و بهرهاى نخواهد برد . شايسته است كه شاهد مثالى براى ادعاى بالا آورده شود . اگر ويژگى فراموش نبود ، غم و ناراحتى در وجود انسان انبوه مىگشت و از زندگى خويش لذتى نبرده ، بىدرنگ به پايان حيات مىرسيد . همچنين اگر انسان از نيروى حافظه و يادآورى بهرهاى نداشت ، درهاى دانش و آگاهى به رويش بسته مىشد و مادر و پدر و همسر و فرزندانش را به ياد نمىآورد و چون از خانه خارج مىشد ، محال بود كه دوباره به آن باز گردد . همه صفات و ويژگىهاى بشرى اجتنابناپذير هستند و همگى در يك سامانه مشترك و به اندازهاى مشخص عمل مىكنند . اگر اين حقيقت بر موضوعى دلالت كند ، همانا وجود خالقى مدبر است كه جز او پروردگارى وجود ندارد و همو است كه « براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است ! » « 1 » در مورد انسان در كتاب « مصباح الانس » « 2 » آمده است : انسانها داراى ويژگى فلزات در شكلگيرى و پوسيدگى و داراى ويژگى گياهان در رشد و غذاسازى و ويژگى حيوانات در حس و حركت و ويژگى انسانى در انديشيدن و درك كردن و ويژگى فرشتگان در اطاعت و حيات هستند .
--> ( 1 ) . قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً طلاق / 65 : 3 . ( 2 ) . براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به : مصباح الانس بين المعقول و المشهود فى شرح مفتاح غيب الجمع و الوجود ، شمس الدين محمد بن حمزه فنارى ( متوفي 834 هجرى ) ، چاپ 1323 هجرى .